فقط 3 روز
سلام عزیز دل مامان .
قربونت برم من الهی فقط 3 روز دیگه مونده تا بیای تو بغلم .![]()
دارم ثانیه شماری میکنم تا ببینمت.
بابایی هم همینطور. امروز کلی باهات حرف زد به من نگفت که چی بهت گفته ، گفت حرف پدر و پسر بود .
حسودیم شد اما بابایی نمیدونه ما خودمون دوتایی تا حالا کلی حرف مادر و پسری زدیم.
امروز جمعه است مامان سامره چهارشنبه اومد پیشم و امروز با هم ساک بیمارستان را بستیم البته من قبلش تمام لباساتو شستم که اگر گرد و غباری روش باشه تمیز بشه تا پوسته مثل گلت حساسیت نده. فدای پوست نرم و گلیت بشم. 
عشق من ،قشنگم ، پسر گلم فقط سه رز دیگه مونده تا روی ماهت را ببینم.
راستی آخرین باری رفتم پیش خانم دکتر ، گفت گل پسرم الان 2950 گرم و تا وقتی به دنیا بیاد 3200 گرم میشه اما من دلم میخواد لوپو باشی تا اون لوپوتا بخورم ، پس بخاطر مامان لوپو باش.
همه چیز برای اومدنت آماده است ، کل وسایل خونه را م به خاطر ورودت عوض کردیم تا همه چیز نو باشه، آخه عیدی امسال من از همه سالها عزیزتره. 
دیشب هم هفت سین را گذاشتم و عکسشو برات میذارم ببینی.
جیگر مامان میدونم جات تنگ شده چون بعضی وقتها طوری لگد میزنی که آخ و اوخ مامان بالا میره. قوی شده گل پسرم.
نمیدونی پسر گلم امسال بابایی تمام گردگیری خونه را انجام داد تا نکنه شما اذیت بشی ، البته بابایی گله و همیشه به من کمک میکنه. باید قدر بابایی را بدونی نمیدونی چقدر زحمت میکشه برای اینکه شما بعد ها تو آینده راحت باشی. اگر بابایی را اذیت کنی و به حرفهاش گوش ندی مامان دوستت نداره آخه خیلی بابای گلی داری.
خلاصه مامان و بابا خیلی دوستت دارن و دارن برای اومدنت لحظه شماری میکنن.


فقط 3 روز
